چقدر سخت است که معشوقت فراموشت کند وسختر آنکه تو همچنان عاشقش باشی و منتظر...روزی
برگردد و دل را فقط و فقط به تو بسپارد . 
پرورگارا چقدر صبورانه و عاشقانه منتظر و چشم به راه معشوقت می مانی...و این یعنی اوج عاشقی
است ...
و ای کاش همه انسان ها عاشق شدن وعاشق ماندن را از تو بیاموزند و عشق این هدیه بزرگ و این
بهانه زیستن را به بازی نگیرند
و لحظه وصال بسیار شیرین است ...و آنگاه که معشوقه ات از عشق های زمینی اش نا امید میشود و
همه دنیا را فانی میبیند ...ودلش از زمینی ها میگیرد به سوی آسمان باز میگردد و چقدر آن لحظه
زیبا ست ...
و تومثل همیشه بذل و بخشش می کنی...وبار دیگر همه عشقت را نثار و تقدیم او می داری...و این جاست
که عشق معنای حقیقی اش را پیدا میکند...و آدمی در می یابد که عشق چقدر زیبا...بزرگ و آسمانی ست
نیایش حقیقی انسان دینداراعتماد به خداوند است وکسی که به خداوند اعتماد ندارد دین ندارد او می داند
که اگر خداوند امروز تامین حوایج او را تقبل کرده است فردا نیز همین کار را خواهد کرد دلیلی برای
نگرانی نسبت به فردا وجود ندارد « خداوند مرا خواسته است به همین دلیل است که من این جا هستم»
اگر خداوند فردا نیز مرا بخواهد بی تردید نیازهایم را نیز برطرف خواهد کرد این است معنای حقیقی بخشش
اگر خداوند که نام دیگر هستی ست به تو زندگی داده پس مطمئن باش حوائج این زندگی رو نیز خود
او برآورده خواهد کرد .
امروز همه کسانی را که تا به امروز آرامشم رو بهم زدن میبخشم و از خداوند برایشان طلب خیر وبرکت
میکنم و از آنها سپاسگذارم که تجربه جدیدی به من انتقال دادن .
